خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





کشورازبکستان

    بخارا پنجمین شهر بزرگ ازبکستان می باشد که؛ در جلگه واقع در مسیر سفلای رود زرافشان و کنار کانال شاهرود (شهر رود) واقع است. بخارا (همراه با سمرقند) یکی از دو شهر عمده تاجیکنشین و فارسی‌ زبان ازبکستان است.اکثریت مردم بخارا تا به امروز به زبان فارسی با گویش ویژه آسیای مرکزی که امروزه به زبان فارسی تاجیکی معروف شده حرف می‌ زنند که برخی منابع میزان فارسی‌ زبانان این شهر را 90 درصد ذکر کرده‌ اند. اما در آغاز سده شانزدهم میلادی بود که، ازبکان کوچ نشین به منطقه بخارا حمله کرده، آن را اشغال نمودند و سخت‌ گیری‌ های دینی را آغاز نمودند. در این بین حقوق یهودیان بخارا پایمال شد و شماری از آنان ناچار به پذیرش اسلام شدند. در هنگام فرمانروایی ازبکان یهودیان بخارا رنج‌ های فراوانی را تاب آوردند. آنان ناگزیر از پوشیدن جامه‌ های سیاه و زرد (عسلی) شدند تا از مسلمانان جدا نمایانده شوند.کنیسه یا کنیسای یا کنشت به نیایشگاه یهودیان و یا محل اجتماعات دینی یهودیان گفته می‌ شود. در سال 1620 میلادی بود که، نخستین کنیسه در شهر بخارا ساخته شد. این کار بر خلاف قانون خلیفه ی دوم "عمر" بود که ساخت کنیسه‌ های تازه را ناروا می‌ دانست در حالی که ویران کردن کنیسه‌ هایی که پیش از اسلام ساخته شده بودند را نیز ناروا می‌ دانست.اما پیش از ساخت نخستین کنیسه، یهودیان جایگاهی مشترک در مسجد مسلمانان داشتند. این مسجد، مغاک عطاری (عطاران) نام داشت. برخی از منابع می‌گویند که یهودیان و مسلمانان در کنار هم در جایی یگانه و همزمان نیایش می‌ کردند و برخی می گویند که یهودیان پس از مسلمانان نیایش می‌ کردند.در گذر سده هجدهم، یهودیان بخارایی با آزارهای شایان توجهی رو به‌ رو شدند. مراکز آنان از کار باز ماند و آنان برای تغییر دین زیر فشار قرار گرفتند. شمار آنان آشکارا کاسته شد تا جایی که کم و بیش از میان رفتند. فشار برای اسلام‌ آوری، آزارها و جدا کردن آنان از دیگر یهودیان جهان مایه ی نا آگاهی آنان از آموزه های دین یهود گردید. آن ها تنها 3 کتاب از 5 کتاب تورات را در دست داشتند و عبری نیز نمی‌ دانستند. در میانه سده هجدهم، بیشتر یهودیان بخارایی در امارت بخارا می‌ زیستند.و اما مسجد مغاک عطاری (عطاران)؛ که طی قرون بسیار مورد مرمت قرار گرفته است. بنایی کوچک که احتمالا مسجدی بوده که توسط همسایگان مسجد و برای استفاده آنان ساخته شده است. مهم ترین ویژگی بنا نمای سردر جنوبی آن است که به صورتی غیر متعادل ساخته شده و تازه ترین و معتبرترین تحقیقی که در مورد این بنا به عمل آمده است کتاب (و.ا.نیلسن) است. تاریخ بنای سردر را اوایل قرن دوازدهم میلادی دانسته اند. این سردر بسیار آسیب دیده اما دارای چندین ویژگی قابل اعتناست: استفاده از جرزهای مدور و سمرقند مانند جرزهای بنای معروف رباط ملک واقع در صحرای میان بخارا و سمرقند و ترکیبی از آجرکاری، گچکاری و رخام گچی به منظور نوعی تزئین درحالی که نوع دیگر تنها با استفاده هندسی از آجر و گچ ایجاد شده است.بخش اعظم مسجد موسوم به "خالایان" روی مسجدی قدیمیتر که هنوز تاریخ بنای آن معلوم نشده ساخته شده است. اما مناره دیدنی آن که حدود 45 متر ارتفاع دارد متعلق به بنایی قدیمی تر است و می توان آن را متعلق به دوران ارسلان شاه قراخانی دانست. این بنا از آن جهت قابل توجه است که در آن از آجر به صورت حلقه های متحد المرکز دارای طرحهای مختلف برای تزئین استفاده شده است.استفاده از این طرحها از آسیای مرکزی گرفته تا بین النهرین و سوریه گسترده بوده است. براساس مطالعاتی که نیلسن در مورد این بنا کرده برخلاف نظریه رایج قسمت بالایی مناره همزمان با قسمت اصلی استوانه ای آن ساخته شده است.امتیاز این مطلب از نظر شما 12345(11 آرا)Tweet اسماعیل سامانی سرسلسله سامانیان و بنیانگذار این دودمان بود. وی شهر بخارای ازبکستان را به پایتختی برگزید. وی به زبان، فرهنگ و ادبیات فارسی دلبستگی بسیار داشت. آرامگاه اسماعیل سامانی در مرکز شهر بخارای ازبکستان و یکی از مهم‌ ترین بناهای باستانی آسیای میانه بشمار می‌ رود. تا چند دهه اخیر بیشتر این آرامگاه در زیر خاک قرار داشت که امروزه تمام آن از زیر خاک در آورده شده‌ است.مقبره سامانیان یا آرامگاه اسماعیل سامانی به شکل یک چهارگوش 10 در 10 متر با گنبد نیم کره‌ ای که در چهار بخش آن چهار بنای کوچک ساخته شده‌ است، طراحی گردیده. گنبد بر فراز اتاق چهار گوشی به کمک کنج استوار شده که قابل مقایسه با شیوه گنبدسازی در دوره پارتی و ساسانی است و سبک آن شباهت زیادی به آتشکده‌ های ساسانی دارد. احتمالا این بنا مقبره خانوادگی تنی چند از سلاطین خاندان سامانی بوده و تاریخ بنای آن را می توان بین 913 تا 943 میلادی دانست. از لحاظ قدمت این آرامگاه چهارمین مقبره اسلامی و کهن‌ ترین آرامگاه ایرانی تاریخ‌ دار شناخته شده است. در ساخت این آرامگاه از معماری شیوه رازی الگو برداری شده‌ است.در حال حاضر هنوز توضیح قانع کننده ای در مورد شکل این آرامگاه (مقبره به شکل خرگاه کامل است که به شکلی متناسب روی چهار دیوار صاف قرار دارد. و چهار گنبد کوچک تزئینی در حاشیه خارجی گنبد اصلی ساخته شده) و استفاده خارق العاده و منحصر بفرد از آجرکاری در آن بدست نیامده است. به طوری که آجرکاری آن پیچیدگی یسیار زیبایی دارد و با استادی هرچه تمام­تر برای ایجاد نگاره­ های گوناگون بر سطوح داخل و خارج آن و ساختن حواشی انواع قاب­ها و قاب­ بندی­ ها و حتی ایجاد لچک­ ها یا لوزی­ های نامنظم و خمیده چهارگوشه قاعده گنبد استفاده شده است.مقبره اسماعیل سامانی گرچه بنای بسیار کوچکی است؛ ولی سادگی و موزون بودن اجزای آن و به خصوص تزیین فوق­ العاده در سطوح داخلی و خارجی، این بنا را در زمره شاهکارهای معماری صدر اسلام قرار داده است. کریستین ویلسن بنای مقبره شاه اسمعیل را بی­ ارتباط به معماری پیش از اسلام نمی­ داند و چنین اظهار می دارد: "مقبره اسماعیل سامانی در بخارا از یک دوره فترت بنای عجیبی است و بسیاری از اشکال معماری را در مرحله ابتدایی نشان می­ دهد که بعد در دوره سلجوقی در تمام ایران انتشار یافت. این مقبره شامل ویژگی معماری پیش از اسلام هم دارای ویژگی­ های جدید است که بعدها جزو اصول معماری ایران می­ گیرد."اما شیوه ی رازی، شیوه‌ ای در معماری ایرانی است که مربوط به سده ی پنجم تا آغاز سده ی هفتم (سامانیان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان) می‌ باشد. معماری این دوره را می‌ توان مجموعه‌ ای از تمام معماری‌ های گذشته ایران دانست. در این زمان بود که ادبیات ایران نیز زنده گشت و فردوسی شاهنامه را برای ایرانیان به جا گذاشت که یکی از پر افتخارترین آثار ادبی ایران است. معماری نیز در این دوره با نغز کاری پارسی، شکوه و عظمت پارتی و ریزه کاری خراسانی همراه گشت. آنچه مسلم است دوره ی رازی را می‌ توان رنسانسی برای ایران قدیم دانست که متاسفانه با حمله مغول به این کشور اکثر آثار این دوره نابود گردید و باز در ایران وقفه‌ای در امر هنر و معماری پیش آمد. اسماعیل سامانی سرسلسله سامانیان و بنیانگذار این دودمان بود. وی شهر بخارای ازبکستان را به پایتختی برگزید. وی به زبان، فرهنگ و ادبیات فارسی دلبستگی بسیار داشت. آرامگاه اسماعیل سامانی در مرکز شهر بخارای ازبکستان و یکی از مهم‌ ترین بناهای باستانی آسیای میانه بشمار می‌ رود. تا چند دهه اخیر بیشتر این آرامگاه در زیر خاک قرار داشت که امروزه تمام آن از زیر خاک در آورده شده‌ است.مقبره سامانیان یا آرامگاه اسماعیل سامانی به شکل یک چهارگوش 10 در 10 متر با گنبد نیم کره‌ ای که در چهار بخش آن چهار بنای کوچک ساخته شده‌ است، طراحی گردیده. گنبد بر فراز اتاق چهار گوشی به کمک کنج استوار شده که قابل مقایسه با شیوه گنبدسازی در دوره پارتی و ساسانی است و سبک آن شباهت زیادی به آتشکده‌ های ساسانی دارد. احتمالا این بنا مقبره خانوادگی تنی چند از سلاطین خاندان سامانی بوده و تاریخ بنای آن را می توان بین 913 تا 943 میلادی دانست. از لحاظ قدمت این آرامگاه چهارمین مقبره اسلامی و کهن‌ ترین آرامگاه ایرانی تاریخ‌ دار شناخته شده است. در ساخت این آرامگاه از معماری شیوه رازی الگو برداری شده‌ است.در حال حاضر هنوز توضیح قانع کننده ای در مورد شکل این آرامگاه (مقبره به شکل خرگاه کامل است که به شکلی متناسب روی چهار دیوار صاف قرار دارد. و چهار گنبد کوچک تزئینی در حاشیه خارجی گنبد اصلی ساخته شده) و استفاده خارق العاده و منحصر بفرد از آجرکاری در آن بدست نیامده است. به طوری که آجرکاری آن پیچیدگی یسیار زیبایی دارد و با استادی هرچه تمام­تر برای ایجاد نگاره­ های گوناگون بر سطوح داخل و خارج آن و ساختن حواشی انواع قاب­ها و قاب­ بندی­ ها و حتی ایجاد لچک­ ها یا لوزی­ های نامنظم و خمیده چهارگوشه قاعده گنبد استفاده شده است.مقبره اسماعیل سامانی گرچه بنای بسیار کوچکی است؛ ولی سادگی و موزون بودن اجزای آن و به خصوص تزیین فوق­ العاده در سطوح داخلی و خارجی، این بنا را در زمره شاهکارهای معماری صدر اسلام قرار داده است. کریستین ویلسن بنای مقبره شاه اسمعیل را بی­ ارتباط به معماری پیش از اسلام نمی­ داند و چنین اظهار می دارد: "مقبره اسماعیل سامانی در بخارا از یک دوره فترت بنای عجیبی است و بسیاری از اشکال معماری را در مرحله ابتدایی نشان می­ دهد که بعد در دوره سلجوقی در تمام ایران انتشار یافت. این مقبره شامل ویژگی معماری پیش از اسلام هم دارای ویژگی­ های جدید است که بعدها جزو اصول معماری ایران می­ گیرد."اما شیوه ی رازی، شیوه‌ ای در معماری ایرانی است که مربوط به سده ی پنجم تا آغاز سده ی هفتم (سامانیان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان) می‌ باشد. معماری این دوره را می‌ توان مجموعه‌ ای از تمام معماری‌ های گذشته ایران دانست. در این زمان بود که ادبیات ایران نیز زنده گشت و فردوسی شاهنامه را برای ایرانیان به جا گذاشت که یکی از پر افتخارترین آثار ادبی ایران است. معماری نیز در این دوره با نغز کاری پارسی، شکوه و عظمت پارتی و ریزه کاری خراسانی همراه گشت. آنچه مسلم است دوره ی رازی را می‌ توان رنسانسی برای ایران قدیم دانست که متاسفانه با حمله مغول به این کشور اکثر آثار این دوره نابود گردید و باز در ایران وقفه‌ای در امر هنر و معماری پیش آمد. در بعضی نوشته‌ های اساطیری کهن، بخارا جایگاه پادشاهان بوده که گویا افراسیاب آن را بنا کرده‌ است. پس از آن، به صورت شهر درآمد و پادشاهان در فصل زمستان بدین شهر می‌ آمدند.بخارا از شهرهای ازبکستان و سرزمین موزه‌ها و در واقع موزه‌ای است در فضای باز که آن را مرواریدی بر تارک آسیای مرکزی نامیده‌ اند. یکی از آثار این شهر مسجد نمازگاه می باشد. مسجد نمازگاه به صورت فعلی بنایی است متعلق به قرن شانزدهم میلادی اما بخشهایی از داخل آن متعلق به قرن دوازدهم میلادی است که احتمالا بخش اصلی یک مصلی یا نمازگاه ویژه مواقع خاص بوده که خارج از حصار شهر بنا گردیده است.تاریخ بنای مناره وب کنت، طبق کتیبه آن 595 هجری برابر با 1199-1198 میلادی است. این بنا توسط صدر برهان الدین عبد العزیز دوم از خاندان حکمرانان مذهبی که طی سالهایی از قرن دوازدهم میلادی بر بخارا حکم می راندند ساخته شده است. گرچه این مناره از لحاظ اندازه کوچکتر از مناره خالایان است و از لحاظ تزیینات همسنگ آن نیست اما ارتباط زیادی با آن دارد و  احتمالا تقلیدی از آن است.  بنای معروف به گور امیر از آثار ارزشمند کشور ازبکستان می باشد و به خاطر پیوستگی که با قبر تیمور لنگ دارد، معروفترین اثر در گنجینه معماری سمرقند به حساب می آید. این بنا در سال 807 هجری احداث شد. گنبد و بارگاه این بنا با کاشیکاری ایرانی مزین است.در واقع تاریخچه این بنا بسیار پیچیده تر از آن است که تصور می شده است. قرار بود این مقبره یادبود در وسط مجتمع مدرسه و خانقاهی که تیمور دستور ساخت آن را برای بزرگداشت برادرزاده محبوبش، محمد سلطان، متوفی در سال 1403 داده بود قرار گیرد. تیمور کارهای ساختمانی این بنا را تا زمان مرگش در سال 1405 زیر نظر داشت. در این زمان بنا به صورت یک مقبره خانوادگی درآمد که اکثر سلاطین عمده تیموری در آن دفن شده اند.تا اواسط قرن پانزدهم میلادی به این بنا اضافه می شد و روی آن کار می کردند. صرفنظر از طرح غیر عادی بنا که ویژگیهای مقابر اولیه را با نمایی مسجد مانند در هم آمیخته بود. این بنا به خاطر گنبد خیاری که روی گردنی مرتفع قرار گرفته و همچنین کیفیت عالی کاشیهای رنگی که بیشتر سطح دیوارهای آن را پوشانده و ارزش طرحهایی که روی مواد دیگر مثل چوب یا مرمر و به آن صورت برجسته مورد استفاده قرار گرفته است، شهرت دارد.خاندان تیموری به این بنا، به عنوان مقبره خانوادگی، حداکثر توجه را می کردند. به همین دلیل یکی از استادانی (معمار شهیر ایرانی به نام عبد الله بن محمد بن محمود بناء اصفهانی) که روی این بنا کار می کرد پس از طی راهی دراز از اصفهان به سمرقند آورده شده بود.خالی از لطف نیست اگر در اینجا حکایتی بین تیمور و حافظ را روایات نمائیم: سال 785 هجري وقتی تيمور، فارس را مسخر ساخت (حافظ در قيد حيات بود). حافظ را احضار نمود و گفت خواجه شیراز، من به ضرب شمشير آبدار، هزاران ولايات را ويران كردم تا سمرقند و بخارا را آبادان سازم، تو در این بیت " اگر آن ترك شيرازي به دست آرد دل ما را *** به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا " به يك خال هندوي ترك شيرازي سمرقند و بخاراي ما را ارزان مي‌ بخشي؟ خواجه حافظ خطاب به تیمور گفت: " اي سلطان عالم، من بخاطر همین بخشندگي ها است كه بدين روز فقر افتاده‌ام".  مجتمع معروف به شاه زنده (شاه زندگی) به آن دسته از قبرستان های دارای بنای یاد بود تعلق دارد که تعداد زیادی از آنها در شهرهای شرق نزدیک ساخته شده است. خصوصیت یکی از آنها که در سمرقند ازبکستان ساخته شده، در محلی است که روی تپه قرار گرفته با سردر و مقابر در پائین تپه، همراه حرمه ای کوچک، که به طور کم و بیش منظم در امتداد دو سوی یک خیابان باریک قرار گرفته است.گفته می شود آرامگاه شاه زنده اشاره به قاسم بن عباس، پسر عموی حضرت محمد (ص) دارد که اسلام را به این منطقه آورد. بر پایه باور مردم، هنگامی که سر قاسم بریده شد، وی سرش را به دست خویش گرفت و به چاهی که در این آرامگاه است رفت و غایب شد.در حدود قرن نهم میلادی در این محل مراسم دینی اجرا می شده است و در قرن های یازدهم و دوازدهم ساختمان های دیگری در محل وجود داشته است اما بیشتر این بناها در اواخر قرن چهاردهم و پانزدهم میلادی ایجاد شده است. مدخل بنا را الغ بیگ در فاصله سالهای 1435–1434 ساخته است.این بنا دارای حدود 20 ساختمان مختلف است که در مدت نه سده (از سده 3 تا 12 خورشیدی) در آن ساخته شده است. بخش مادر بناها در شمال خاوری مجموعه قرار دارد و کهن‌ ترین این بناها مقام قاسم بن عباس است. گروه بالایی بناها مشتمل بر 3 آرامگاه است که کهن‌ ترینشان آرامگاه خواجه احمد است که گذرگاه شمالی را کامل می‌کند. بناهای میانی آرامگاه‌ هایی از سده‌های 7 و 8 خورشیدی است که بیشتر برای خویشاوندان تیمور مانند شادی ملک آغا خواهرزاده تیمور که در سال 1372 درگذشت و شیرین بکا آغا خواهر تیمور بوده است. روبروی آرامگاه شیرین بکا، بنایی هشت‌ گوش متعلق یه سده 8 بنا شده است. بنایی دوگنبدی هم که آرامگاه قاضی‌ زاده رومی دانشمند هم‌ عصر الغ‌ بیگ است، در اینجا به چشم می‌خورد.دروازه خانه هم که نام یک ورودی این بنا است، در این مجموعه آرامگاهی قرار دارد. از دیگر مقبره های این مجموعه می توان به توغلو تکین (وفات 1376)، و مقبره تومان آغا یکی از همسران تیمور (وفات 1405) اشاره کرد. بسیاری از مقبره های دیگر این مجموعه بدون تاریخ یا فاقد نام اند و یا اطلاع دقیق در مورد هویت آنها به دست نیامده است.در ورودی مقبره ی خوجا احمدکاشیکاری های قسمت ورودی مقبره ی خوجا احمدکاشیکاری های مقبره ی موسوم به علی در مجموعه شاه زندهکاشیکاری بسیار استادانه روی ورودی مقبره ی شادی ملک آغامقبره ی قاضی زاده رومی (قرن پانزدهم میلادی)نمایی از ورودی مقبره ی تومان آغااین مقبره ها از چندین لحاظ واجد اهمیت اند، اما این اهمیت از دو نظر بیشتر است. اول آنکه نشان دهنده نوعی  معماری اند که از سبک بناهای بزرگ و رسمی مثل مدارس و مقابر شاهان متمایز بوده است و نمایانگر نوع خصوصی تر معماری مذهبی-دنیوی است که در آن بیشتر زهد مورد نظر بوده است تا شکوه و اغلب به دستور افرادی غیر از سلاطین بنا شده و از این لحاظ سلیقه و امکانات مالی قشرهای پایین تر اشرافیت آن زمان را نشان می دهد. و کثرت آنها در یک دوران نسبتا کوتاه مجموعه ای مهم از طرح های تزئینی و روشهای ساختمانی را که هنوز مورد مطالعه کامل قرار نگرفته به دست می دهد. همچنین در سمرقند مکانی مقدس موسوم به عبد بیرون (مقبره خارجی در برابر مقبره داخلی در داخل حصار شهر) در سال 1633 ایجاد شد و نمایانگر اعاده معماری تیموری در این دوره متأخر است. سمرقند یکی از شهرهای باستانی ازبکستان و از قدیمی‌ ترین شهرهای محل سکونت انسان و زمانی بزرگترین شهر آسیای میانه بوده است. این شهر ۲۷۰۰ ساله که در بخش اعظم تاریخ خود در زمره سرزمین‌ های امپراتوری ایران بوده است، در سال ۲۰۰۱ در فهرست میراث فرهنگی جهان در یونسکو قرار گرفت. مسجد بي بي خانم در شمال این شهر قرار دارد و از بناهای بنام آن می باشد.این بنا در کتابهای متقدم، مسجد جامع و مسجد جمعه و در برخی آثار، مسجد جامع امیر تیمور گورکان نامیده شده است. احداث این مسجد به فرمان تیمور آغاز شد که گویا تقلیدی از مسجد بزرگی در هندوستان بود. نیز گفته اند که تیمور این مسجد را، که به مسجد بی بی خانم و بی بی شانیم نیز مشهور است، برای نخستین همسرش سرای ملک خانم، دختر قزان سلطان، ساخت. سرای ملک خانم پس از فتح سمرقند به همسری تیمور درآمد، و نزد همسرش قدر و منزلتی خاص داشت.هزينه ساخت این مسجد از غنائم پيروزي تيمور در جنگ سال 778 خورشیدی با هند تامين شد. مسجد بي بي كه در حال مرمت است، زماني زيباترين بناي سمرقند بوده و امروز نيز به لحاظ معماري الگوي مساجد آسياي مركزي است. تیمور لنگ که در دوره حیات خود به شدت تحت تاثیر فرهنگ و تمدن ایران بود، براي ساخت اين مسجد، اساتيد و نخبگان معماري ايران را به سمرقند آورد و به همين دليل كاشي كاري این بنا که یادآور مساجد اصفهان است، در نوع خود بي نظير است. کار ساخت این مسجد طی 5 سال به پایان رسید. این بنای عظیم، که امروز ویرانه های آن نیز با شکوه جلوه می کند، حاکی از سلطه جویی و قدرت نمایی بانی آن و رقابت او با آثار دورة ایلخانی است که در تبریز و سلطانیه با آنها آشنا شده بود. تیمور با ذکر سلسله نسب خود تا چنگیز بر سر در این مسجد، مشروعیت خویش را به عنوان مدافع حکومت چنگیز اعلان کرده است. بنابر کتیبه های روی ایوان مقصوره و سردر ورودی، پایان کار ساختمان مسجد در 806 و از سرگیری آن طبق گفتة تاریخنگاران 807 بوده است.احتمال مي دهند مسجد بي بي خانم بزگترين مسجد آسياي مركزي باشد. دیوار خارجی این بنا 167 متر درازا و 109 متر پهنا و بلندترین نقطه آن (نوک گنبد) 40 متر بلندی و ورودی آ ن هم 35 متر بلندی دارد. گنبد 40 متری مسجد بدلیل سرعت زیاد در ساخت این مسجد، استحکام کافی را نداشت و به تدریج در سال‌ ها و سده‌ های پسین دچار آسیب‌ های زیادی شد و در پی زلزله سال 1276 خورشیدی، بخش زیادی از این بنا فرو ریخت که در سال 1353 مورد بازسازی قرار گرفت.گرچه بنای این مسجد در افسانه ها به همسر تیمور نسبت داده شده، اکنون محقق شده است که در واقع مسجد جمعه ای بوده که به امر تیمور به جای بنایی قدیمی تر بنا گردیده است. ساختمان این مسجد روز یازدهم مه 1399 میلادی که به نظر منجمان روزی سعد بوده آغاز شد و کارگرانی از سراسر قلمرو تیموری برای شرکت در امر ساختمان مسجد که دارای ویژگی منحصر به فرد نیز هست که تصویر آن در نسخه ای خطی متعلق به اواخر قرن پانزدهم میلادی کشیده شده، به سمرقند آورده شدند.گرچه مسجد بر اساس نقشه ای که از چندین قرن قبل وجود داشت ساخته شده و دارای یک صحن و چهار ایوان بزرگ (یعنی تالار مربع دارای طاق ضربی است که سه طرف آن بسته است و طرف چهارم مدخل آن شمرده می شود) است و یکی از آنها که در عین حال مدخل اصلی بنا نیز محسوب می شود، دارای چندین ویژگی جدید نیز هست. اول آنکه ایوان ورودی باشکوه مسجد که اکنون بخش اعظم آن خراب شده جایی غیر عادی در نمای ساختمان اشغال کرده است و طوری در مدخل ساختمان قرار گرفته که شبستان را که مقابل این ایوان و در همان امتداد در طرف دیگر صحن داخلی قرار گرفته نشان می دهد. خصوصیت قابل توجه دیگر این بنا استفاده از گنبد و مناره است. هیچ یک از این دو خصوصیت چندان تازه نیست، اما استفاده از گنبد در پشت هر ایوان و روی تمام فضای ما بین ایوان ها که حدود 400 ستون حایل آن است و مناره هایی که در حاشیه هر یک از قسمت های مهم بنا واقع شده نشان دهنده توجه به زیبایی و ادراک نمایشی تا حدی قابل ملاحظه است. و بالاخره کلیه قسمت های خارجی بنا به طرزی قابل اعتنا حالت یک بنای یادبود را دارد که همیشه با خصوصیات واقعی قسمت های درونی هماهنگ نیست (نکته جالب توجه یکی از گنبدها و نمایان ساختن اختلاف اندازه و تفاوت نوع گنبدهای داخلی و خارجی نشان می دهد). این حالت یادبودی و نمایشی بنا توسط یک مورخ قرون وسطی که می گوید: " اگر گنبد مینا نبود این گنبد تالی نداشت و اگر کهکشان راه شیری نبود طاق اصلی بی همتا بود" بیان شده است.این مسجد دارای طرح چهار ایوانی، از طرحهای سنتی ایرانی است. آغاز پیدایش این طرح به دورة سلجوقی می رسد. بعد از مسجد بی بی خانم، مسجد گوهرشاد قدیمترین مسجد با چنین طرحی، در جوار حرم مطهر حضرت امام رضا (ع) است. پس از آن نیز طرح تمام مساجد بزرگ ترکستان از مسجد بی بی خانم برداشته شد. این مسجد دارای چهار شبستان L شکل بوده که در دو سوی آنها پیش طاق ها و گنبدخانه هایی جای داشته است و نماز در بزرگترین شبستان برگزار می شده است.از ویژگیهای چشمگیر این بنا پیش طاق و سردر ورودی آن است که بر جرزهای حجیم 10.5 متری نهاده شده است و ارتفاعی در حدود 41 و عرض 17 متر دارد که کاملاً گنبد ایوان مقصوره (گنبد اصلی) را می پوشاند. این پیش طاق ورودی با ایوان های بیرونی و درونی گود و عمیق بر عظمت بنا می افزود. پیش طاق ورودی سه ایوان دیگر به گنبدخانه هایی متصل بودند که هر یک گنبدی دو جداره (دوپوشه) با ساقه بلند داشتند که نمای بیرونی آنها را بسیار برجسته می نمود. این بنا دو منار در کنار پیش طاق ورودی، دو منار در ایوان مقصوره و چهار منار نیز در چهار گوشه ساختمان داشته است. منارهای اخیر از روی جرز دیوار بالا رفته بودند نه از روی زمین؛ برخی معتقدند که این شیوه از معماری هند اخذ شده است. قاعده منارهای پیش طاق ورودی و ایوان مقصوره بر زمین قرار داشت که احتمالاً از مسجد جمعة سلطانیه (اوایل قرن هشتم) که از بین رفته اقتباس شده. منارهای درگاه ورودی و ایوان مقصوره، زاویه دار و به شیوه ای ایرانی است.مجموعة تزیینی این مسجد که هنوز برجاست، فوق العاده است. سطوح بیرونی بنا با کاشیکاریهای رنگارنگ و آجرچینی جالب توجه پوشیده شده و دارای وحدت چشمگیری است. سطوح بزرگ با ته آجری های لعابدار و طرح هزارباف پوشیده شده؛ نقوش داخل اسپرهای قوس دار و سطوح بدون قاب چنان به نظر می رسد که گویی پارچه عظیمی بر روی بنا کشیده اند. یکی از جالبترین قسمت ها، نقش های جناغی عمودی است که بخش سفلای دیوار خارجی را در برگرفته و هنوز بر روی واحد گنبددار جنوبی و مقصوره و بخش هایی از دیوار متصل به مناره گوشه ای قابل تشخیص است.سردر ورودی و ایوان مقصوره دارای اسپرهایی مزیّن به کاشیهای معرّق و کاشیهای هفت رنگ است و ساقه گنبدهای جانبی نیز با کتیبه هایی به خط نسخ در طرحی هزارباف تزیین شده است. علاوه بر این، کتیبه هایی بر سر در ورودی مسجد، ورودی شبستان و حاشیه دیوارها، طاق ها و ایوان ها همراه با تزیینات هندسی و گیاهی و کاشی های بی لعاب و لعابدار رنگارنگ مشاهده می شود. و در بزرگ مسجد را از فلز هفت جوش (بسیار سخت) ساخته بودند. قرآن مرمری بزرگی هم در حیاط آن است.تأکید معماری تیموری بر ظاهرسازی و غفلت از رعایت اصول ساختمانی موجب شد که حتی قبل از اتمام آن ، گچکاریهای گنبد پوسته کند و در سالهای اولیه منارها، ستونهای دالان ها و گنبد اصلی فروریزد. در این مسجد، مانند بسیاری از آثار معماری متأخر، تأکید بر ساختمانهایی با چشم اندازهای باز بود و برای نمایش عظمت آن حتی بافت شهر را تغییر می دادند به طوری که تیمور فرمان داد بازار را به محل دیگری منتقل کنند تا نزدیکی آن مانع جلوه مسجد نباشد.قرینه سازی معماری اسلامی در مسجد جامع تیمور نیز رعایت شده است. از دیگر خصوصیات این مسجد، تعیین حدود فضاهای داخل شبستان ها برای استفاده های خاص بوده و در پشت ایوان های جانبی، گنبد خانه های کوچکی وجود داشته که در حکم شبستان یا تالار وعظ و تدریس بوده است. با اینکه نفوذ معماری ایرانی در این بنا محسوس است، برخی از کارشناسان آثار معماری سمرقند، از جمله این بنا را نمایانگر شیوه ای متمایز می دانند. شهر سبز (در ازبکی: Shahrisabz/Шахрисабз) یکی از شهرهای تاریخی ازبکستان است. نام شهر فارسی است و در گذشته بخشی از ایران بوده‌ است. هسته مرکزی این شهر به دلیل اهمیت تاریخی و فرهنگی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده‌ است.این شهر در هشتاد کیلومتری جنوب سمرقند و در ارتفاع ۶۲۲ متری از سطح دریا قرار دارد. امیر تیمور گورکانی در ۷۳۶ ه‍.ق در شهر سبز که در آن روزگار کَش یا قَش نامیده می شد دیده به جهان گشود. شهر سبز یکی از دو پایتخت تیمور لنگ بود. زمانی تیمور به فکر افتاد که پایتخت اصلی خود را در آنجا بنا نهد و حتی پس از اینکه سمرقند را پایتخت خود قرار داد شهر سبز را با باغها، پارکها و کاخهای آن به عنوان یک مرکز تفریحی حفظ کرد.نمایی از کاخ آقاسراینمای خارجی کوک گنبد (گنبد آبی)کلاویخوی اسپانیایی توصیفی عالی از کاخ تیمور در شهر سبز به دست داده است، اما بناهای باقیمانده در این شهر معدودتر از آن اند که تاییدی بر توصیف پر حرارت وی باشند. مهم ترین آنها بخشی (احتمالا دروازه) از ساختمان کاخی به نام آقاسرای است که فرمهای حجیم آن، بناهای ایلخانی در شمال غربی ایران را به خاطر می آورد.افزون بر این در شهر سبز تعدادی بناهای یادبود مثل گنبدهای سه گانه بسیار عجیب است و دو مقبره متعلق به دوران های بعدی است، یکی کوک گنبد که در سالهای 1435- 1436 و دیگری گنبد سیدان که در سال های 1437-1438 ساخته شد.ورجاوند،‌پرويز. “سخني چند درباره آثار معماري دردوران ساساني در سرزمين ماوراءالنهر“. دوره 13، ش105 (فروردين 54): 2-12، تصوير. خلاصه: موقعيت جغرافيائي ماوراءالنهر، تمدنهاي شناخته شده پيش از تاريخ و دوره نوسنگي و برنز دراين سرزمين، آثار دوران ساساني: ناحيه باستاني و “رخشا“ و قصر “بخاراخدا“، توصيف شهر “رخشا“ و منضعات آن ـ ناحيه باستاني “پنج‌كنت“ و آثار بدست آمده دراين محل شامل قلعه شاهي، شهراصلي، حومه شهر، گورستان، بررسي يك خانه مكشوفه دربين آثار معماري اين محل، تزئينات معماري در “پنج كنت“ شامل الف ـ ديواره نگاره، ب ـ تزئينات چوبي، پ ـ تزئينات با گل رس. سخني چند درباره :آثار معماري در دوران ساساني در سرزمين ماوارءالنّهر1 دكتر پرويز ورجاوند – استاد دانشگاه تهران     و مشاور سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايرانبنظر ميرسد جا داشته باشد پيش از آنكه به معرفي شهرها و آثار معماري دوران ساساني در ماوراءانهر بپردازيم به اختصار مطالبي درباره اهميت و ارزش آثار اين منطقه در زمينه شناسائي هرچه وسيعتر فرهنگ و تمدن ايراني بيان داريم و ويژگيهاي محلهاي باستاني اين ناحيه را برشماريم.ناحيه وسيعي را كه از ديرباز درنوشته هاي مورخان و جغرافي نويسان هميشه از آن بنام خراسان بزرگ، ورارود و يا ماروراءالنهر ياد شده است از مدتها پيش دانشمندان شوروي بدلايل خاص بنام (آسياي مركزي) از آن ياد ميكنند. اين ناحيه هم اكنون شامل سرزمينهائي است كه جمهوري هاي ازبكستان – جمهوري فارسي زبان تاجيكستان – تركمنستان – ناحية قزاقستان و قرقيزستان را دربر ميگيرد.درحاليكه دانشمندان مغرب زمين نواحي را كه شامل: تركستان شرقي – مغولستان و تبت ميباشد بنام آسياي مركزي نامگذاري كرده اند. بحث درباره علت اين اختلاف و انگيزه هاي سياسي كه منجر به نامگذاري اخير توسط دانشمندان روس گرديده مطلبي است كه از حوصله اين گفتار بيرون است و جا دارد كه در فرصتي ديگر بآن بپردازيم.سرزمين وسيع ماوراءالنهر و يا منطقه ايكه امروز از آن بنام آسياي مركزي ياد ميشود از نظر جغرافيائي سرزميني است با اختلاف منظر بسيار چنانكه قسمت وسيعي از آن را سلسله كوههاي عظيم و صحراهاي وسيعي كه براي زندگي انسان مناسب نيست فرا گرفته استاز سوي ديگر در اين ناحيه با حوضه هاي پرآب و بستر       رودخانه هاي بزرگ با خاك رسوبي و حاصلخيز برخورد مي كنيم كه از كهنترين روزگاران مسكون بوده چنانكه نشانه هاي آنرا بصورت تمدنهاي پرارزش در اين نواحي شاهد هستيم . بالاخره اينكه دامنه هاي ارتفاعات و   استپ هاي اين سرزمين وسيع، چراگاههاي پربار و پرنعمتي را براي پرورش، گونه هاي مختلف دامها عرضه ميدارند.چراگاههائي كه با جاذبه بسيار دامپروران بومي و گله هاي بزرگ آنها را بسوي خويش فرا ميخواند و امكان بوجود آمدن نوعي خاص از تمدن شباني را در اين بخش فراهم ميساخت.از تمدنهاي معروف و شناخته شده پيش از تاريخ اين سرزمين ميتوان آثار و تمدنهاي زير را ياد كرد: از آثار ارزنده دوره پارينه سنگي و تمدن (موسترين) ميتوان كشفيات غار (تشيك تاش) در جنوب شرقي ترمذ را ياد كرد. با يافتن اسكلت يك انسان (نئاندرتال) كه آنرا گونه اي ميان (انسان پكن) و انسان «نئاندرتال» شناخته شده در مغرب زمين دانسته اند، باستانشناسان براي اين محل اهميت خاصي قائل هستند.آثار مربوط به دوره نوسنگي (نئوليتيك) در سرزمين خراسان بزرگ بزرگ يا ماوراءالنهر داراي اهميت و اعتباري خاص هستند. زيرا كه به گونه اي روشن اوضاع و احوال و ويژگيهاي مربوط به زندگي اجتماعات ساكن منطقه را در اين دوران بازگو ميكند و رابطه آنرا با تمدنهاي مستقر در ديگر ناحيه هاي سرزمين ايران مشخص ميسازد.از جمله تمدنهاي معروف و شناخته شده دوران نئوليتيك ناحيه تا آغاز دوران تاريخي ميتوان تمدنهاي زير را ياد كرد: تمدن شناخته شده در (آنو) واقع در دوازده كيلومتري عشق آباد (اشك آباد) در تركمنستان جنوبي    – تمدن مكشوف در (قره تپه) در نزديكي عشق آباد گذشته از آثار جالب دوران نوسنگي و برنز در تركمنستان جنوبي، در ناحيه (خوارزم) نيز با تمدني ارزشمند بهمين نام برخورد ميشود. در نواحي كوهستان تاجيكستان جنوبي نيز با آثار فراواني از تمدن دوران نوسنگي برخورد ميكنيم كه بنام تمدن (حصار) نامگذاري شده است.همچنين در ساحل چپ (سيردريا) نيز با محلهاي باستاني زيادي از دوران برنز برخورد ميكنيم كه مجموع آنرا بنام تمدن (قراقوم) ناميده اند.و بالاخره در دره (فرغانه) و در قسمت پائين دره (زرافشان) نيز با آثار تمدنهاي ارزنده اي از دوران برنز برخورد شده كه تمدن دره زرافشان را بنام (زمان بابا) ناميده اند.عكس هوائي از بخش شمال شرقي قسمتي از شهر باستاني پنج كنت بعد از كاوشهاي باستاني.بحث درباره آثار دوران تاريخي سرزمين خراسان بزرگ و ماوراءالنهر باتوجه به فراواني و اهميت اين آثار مطلبي است كه جا دارد درباره آن بطور جداگانه درطي گفتارهائي چند صحبت شود. از جمله بايد دانست كه در دوران هخامنشي شاهد ايجاد و گسترش تعداد قابل توجهي از شهرها در اين سرزمين هستيم كه بعنوان مثال ميتوان شهرهائي چون : مرو – قلعه گبر در خوارزم – قلعه مير در تاجيكستان جنوبي – ويرانه هاي بالا حصار در بلخ – آثار مكشوف در فرغانه ورا ياد كرد.آثار دوران ساسانيباتوجه به اهميت و موقع خاص سياسي و اقتصادي و بازرگاني سرزمين ماوراءالنهر در دوران ساساني و گذشتن جاده معروف (راه ابريشم) از اين ناحيه و رشد روزافزون شهرنشيني در سراسر ايران ساساني، در بسياري از نواحي ماوراءالنهر يا شهرها ومحلهاي مسكوني عظيم و گسترده اي برخورد ميشود كه نمونه هاي كاوش شده آنها در محلهائي چون : (بالاليك تپه) در پانزده كيلومتري ترمذ منطقه وسيع و كم نظير و رخشا در 20 كيلومتري شمال غربي بخارا – ويرانه هاي افراسياب يا سمرقند كهن و بالاخره منطقه باستاني پرارزش و گسترده (پنج كنت) يا پنجيكنت در شصت كيلومتري شهر سمرقند را ميتوان نام برد. تصوير يكي از كوچه هاي شهر باستاني پنج كنت بعد از كاوش نكته قابل اشاره اينكه آثار مربوط به تمدن شكوفا و ارزنده دوره ساساني در ماوراءالنهر را باستانشناسان روس و از جمله (بلنيتسكي) بنا به دلايل خاص زير عنوان آثار دوران (بعد از كوشان)2 ياد ميكنند نه ساساني. در گفتار امروز باتوجه به فرصت كمي كه در اختيار داريم بحث خود را تنها بمعرفي اجمالي آثار باستاني ناحيه ورخشا و پنج كنت اختصاص ميدهيم.ناحيه باستاني و رخشا و قصر بخارا خدا3 :محوطه عظيمي كه قصر ورخشا را دربر ميگيرد يكي از نمونه هاي كم نظير مجموعه هاي باستاني دوران ساساني را تشكيل ميدهد كه مساحت آن نزديك به پانصد كيلومتر مربع است اين منطقه وسيع در دوران باستاني محل استقرار جمع فراواني از مردمان آن روزگار بوده است كه در شهرها و شهركها و روستاهاي آن ميزيسته اند.سيماي اين منطقه در وضع حاضر عبارت از صحرائي وسيع است كه جابجا بر سطح آن تپه هاي بسيار بچشم ميخورد. تپه هائي كه هر يك شهركي يا اثر معماري جالبي را دربر دارند و در انتظار آن هستند تا كلنگ باستانشناسان راز پنهان آنها را بگشايد. بررسيهاي باستانشناسي نشان ميدهد كه اين منطقه آباد بين قرن پنجم تا دهم ميلادي داراي زندگي شكوفائي بوده است و از قرن يادهم بدست فراموشي سپرده ميشود و زندگي و حيات از آن رخت بر مي بندد.مهمترين و جالبترين واحد شناخته شده از اين مجموعه (قصر بخارا خدا) يا كاخ حاكم بخارا ميباشد كه در ميان شهر برپا شده است. مساحت شهر ورخشا برابر 9 هكتار است و محل بناي قصر چنانست كه نزديك 19 متر از سطح دشت ارتفاع دارد و بر واحدهاي پيرامون خود مسلط ميباشد.كاوش علمي اين محل در سال 1937 توسط (شيشكين) باستانشناس روس آغاز گرديد و نتايج حاصل از اين كاوشها توجه بيشتر باستانشناسان جهان را به خود جلب ساخت و سروصداي بسيار برپا كرد.بناي قصر عبارت از مجموعه وسيعي از بناها ميباشد كه بصورت ساختمانهاي جدا از هم ساخته شده است هر يك از اين بناها براي مصرف خاصي بنا شده اند.كاوشهاي (ورخشا) اطلاعات جالبي درباره آثار ارزنده معماري اين دوران در اختيار قرار داده كه از آنجمله است كشف يك پيش  خوان چهار طاق مانند. از جمله واحدهاي زيبا و باشكوه قصر ميتوان تالارهاي سه گانه آن: تالار سرخ فام، تالار شرق وتالار غرب را ياد كرد. اندازه اين تالارها به نسبت قابل ملاحظه است چنانكه تالار سرخ داراي 12 متر طول و 85 ر7 عرض است.گرداگرد اين تالار سكوئي كاهگلي ساخته شده كه محل نشستن ميهمانان ميباشد از روي اين سكو به بالا تمامي سطح ديوار را تا زير سقف با ديوار نگاره (فرسك) تزئين كرده اند. اين ديوار نگاره ها چشم گيرترين و جالب ترين آثاري هستند كه در اين محل بدست آمده اند.صحنه ايكه در اين تالار وجود دارد عبارتست از يك صحنه اسطوره اي كه در آن فيل سواران از دو سو مورد حمله حيوانات وحشي از جمله حيواني شبيه به ببر و يك حيوان افسانه اي بصورت اژدهاي بالدار قرار گرفته اند. باحتمال بسيار صحنه كنايه ايست به پندار نبرد ميان خير و شر، پنداري كه از ديرباز در دين و آئين ايراني نفوذي وسيع داشته است.تالار تختگاه حاكم:تالار شرقي در اين مجموعه باتوجه به طول و عرض آنكه 5/11 * 17 متر است و باتوجه به نقش ديوار نگاره هاي ديوارهاي آن چنين بنظر ميرسد كه بايد تالار بار عام يا تختگاه شاه محلي و حكمران بوده باشد. بدبختانه ديوار نگاره هاي اين تالار براثر بازسازي و تعميرات پي در پي بشدت صدمه ديده است. قطعه اي از ديوارنگاره «فرسك» مربوط به تزئينات يكي از ديوارهاي بناهاي پنج كنت . در اين تصوير چنگ نواز جواني نموده شده است.گوشه اي از يك قطعه ديوار نگاره «فرسك» مربوط به تزئينات يكي از تالارهاي پنج كنت . در اين تصوير نقش يك زن و مرد به گونه نيمرخ با چيره دستي و استحكام در خور ستايش طرح شده است.بر روي ديوار غربي شاهد تصوير دسته اي از جنگاوران مسلح هستيم كه كلاه خود نوك تيزي بسر دارند. برروي ديوار اصلي و جنوبي تالار نيز صحنه يك پذيرائي باشكوه ومجلل طرح شده است در وسط صحنه تخت شاه قرار دارد كه بر پشت مجسمه شيرهاي بالداري كه زانو برزمين زده اند استوار شده است. از تصوير شاه يا حكمران جز قسمتي از پاها و لباس آن كه با رشته هاي مرواريد و قطعات طلا زينت يافته، چيز زيادي باقي نمانده است. در مقابل تخت تصوير پنج مرد و زن ديده ميشود كه چهارزانو نشسته اند، يكي از زنان و يكي از مردها جامه هاي بسيار فاخر و پرزينت ببر دارند، مرد نيز شمشير و خنجري به كمر دارد. در مقابل آنها يك عود دان برنزي قرار دارد كه برروي آن صحنه جالبي نقش شده است. در اين تالار گذشته از تزئينات ديوار نگاره پوشش تزئيني ديگري بصورت نقش برجسته از (استوك) نيز وجود داشته كه تمامي آن فروريخته و به قطعه هاي كوچك تبديل شده است.در خارج از حصار شهر ورخشا نيز كاوشهائي بعمل آمده و با آثار معماري جالبي برخورده شده است از جمله بنائي كه برروي يك پايه پنج ضلعي ساخته شده است. ديوارهاي يافته شده در اين محل از نظر نماسازي داراي طرح جالب و خاصي است، باينگونه كه شاهد يك سلسله زنجير از نيم ستونها هستيم كه دوبدو بهم چسبيده اند و برفراز آنها قوسي قرار دارد.اين شيوه نماسازي را ما در ديگر نواحي ماوراءالنهر چون  خوارزم و تركمنستان جنوبي نيز شاهد هستيم و بعدها در ديگر نقاط هم بكار گرفته شده است4 .(پنج كنت)منطقه باستاني كنت كه روسها آنرا (پنجيكنت) نامند در حومه شهر كنوني پنجيكنت و در شصت كيلومتري شرق سمرقند قرار دارد. اين منطقه يكي از مهمترين محلهاي باستاني ماوراءالنهر يا خراسان بزرگ است كه بين سالهاي 720 تا 770 ميلادي بعد از حمله عرب زندگي از آن رخت بربسته است. درباره معني و نام (پنج كنت) جا دارد يادآور شويم (نامهائي كه با پساوند «كث» يا بضبط تازه تر (كت) ساخته شده نخستين آباداني هايست كه آريائيان ايراني كرده اند. همه اين نمامها در آباداني هاي آسياي مركزي بكار رفته است بدينگونه:در سرزمين سمرقند : اباركث – ابكث – باركث – بنجكث – بنجيكث … 5 به بيان ديگر نام (پنج كنت) بايد به مفهوم پنج آبادي يا پنج ده باشد – نظير (سه ده) در اصفهان كه در سالهاي اخير بي هيچ منطقي آنرا به همايونشهر تعيير داده اند.كاوشهاي منظم اين محل از سال 1946 ميلادي زير نظر پرفسور (يا كوبوفسكي) آغاز و منجر به كشف آثاري ارزنده گرديد. آثار بدست آمده در اين محل به چهار بخش و واحد جداگانه كه عبارتند از: قلعه شاهي – شهر اصلي يا (شهرستان) حومه شهر و گورستان تقسيم ميشود. شهر اصلي بوسيله يك خاكريز محاط شده است. اين شهر كمي بعد از حمله اعراب بحال خود رها ميگردد و ديگر هيچگاه مردمي در آن سكونت نميكنند، وجود چنين وضعي شايد تنها مورد درسراسر ماوراءالنهر باشد، زيرا كمتر سابقه دارد با محل باستاني برخورد شود كه تنها در طي يك دوران معيني مسكون بوده باشد و بعد از آن تمدن ديگري برروي آن استقرار نيافته باشد.از اينرو براي باستانشناسان برخورد با چنين محلي داراي اهميت بسيار است زيرا قادر خواهند بود تا شهري دست نخورده را از زير پوشش خاك خارج سازند.مصالحي كه در بناهاي پنج كنت بكار گرفته شده عبارتند از: خشت هاي مستطيل شكل به اندازه هاي 12*25*50 سانتيمتر حجم هاي مكعب شكل گل رس ورز داده شده باندازه يك متر مكعب، ديوارها بيشتر با همين قطعه هاي گل رس ورز داده شده ساخته شده اند. خشت را بيشتر در بناي سقفهاي هلالي و گنبدها بكار برده اند. آجر نيز بميزان بسيار محدود و در بناهاي پنج كنت بصورت پوشش روي نما وكف بنا بكار رفته است و بالاخره اينكه جز در چند مورد استثنائي كه با پايه ستونهاي سنگي برخورد شده، سنگ در اين مجموعه مصرف نشده است، از چوب نيز براي پوشش برخي از واحدها بصورت سقف مسطح بكمك تير ريزي استفاده شده است.يك قطعه چوب كنده كاري شده مربوط به تزئينات معماري آثار پنج كنت. اين قطعه چوب نيز براثر آتش سوزي در محل بصورت ذغال درآمده است.خانه:در بين آثار معماري مكشوف در پنج كنت ساختمانهاي شخصي و خانه هاي ثروتمندان و افراد متوسط جامعه داراي ويژگيهاي خاصي هستند. خانه ها بطور كلي دو طبقه بنا شده اند كه باتوجه به مدارك بدست آمده ميتوان گفت اطاقهاي طبقه دوم محل زندگي روزانه ساكنان بنا بوده است. در مجموع اطاقهاي طبقه دوم نسبت به طبقه  اول در وضع نامساعدتري قرار دارند وكمتر محفوظ مانده اند. ارتباط طبقه اول با دوم بنا بوسيله پلكانهاي پيچ كه به    گونه اي هنرمندانه ساخته شده اند صورت مي پذيرد. در برخي از خانه ها در طبقه اول يا دوم با اطاقهائي برخورد ميشود كه مخصوص عبادت اهل خانه بوده است.در دو خانه به اطاقهائي برخورد گرديد كه داراي سكوي وسيعي هستند. بنظر ميرسد كه سكوهاي مزبور براي اجراء مراسم نمايش و يا قرار گرفتن دسته خوانندگان و (همسرايان) مورد استفاده قرار ميگرفته است.پنج كنت – مجسمه يك زن ساخته شده از چوب كه براثر آتش سوزي بصورت ذغال درآمده است.يك قطعه چوب كنده كاري شده مربوط به تزئينات داخلي بناهاي پنج كنت.قطعه اي ديگر از چوبهاي كنده كاري شده بمربوط به تزئينات پنج كنت.تزئينات معماري در پنج كنت:تزئينات معماري بدست آمده در پنج كنت از نظر گوناگوني، شكوه و زيبائي داراي اهميت و اعتباري خاص است. تزئينات معماري شناخته شده در پنج كنت به سه گونه اصلي تقسيم ميگردد كه عبارتنداز:ديوار نگاره (فرسك)كنده كاري و مجسمه هاي چوبي نقش برجسته هائي از گل رسالف – ديواره نگاره تزئينات عمده فضاهاي داخلي بناهاي پنج كنت، اطاقها و راهروها را تزئينات نقاشي ديواري يا ديواره نگاره تشكيل ميدهد كه از كف تا زير سقف را پوشانده است. نقاشي هاي مزبور از نظر رنگاميزي داراي جلوه خاصي هستند و گوناگوني بسيار عرضه ميدارند. اين دوارنگاره ها بصورت صحنه هاي وسيع و يك پارچه وگاه در نوارهاي متعدد اجراء شده است.اندازه برخي از صحنه هاي نقاشي هاي ديواري در تالارهاي پذيرايي گاه به پنجاه متر مربع و يا بيشتر ميرسد. در اين جا بايد گفت كه قسمت عمده اين نقاشي هاي ديواري چون ديگر تزئينات بناهاي پنج كنت براثر آتش سوزي وسيعي كه باحتمال در جريان حمله اعراب به شهر صورت گرفته، سوخته و از ميان رفته است. درباره موضوعهاي ديوارنگاره ها بايد گفت كه داراي گوناگوني و تنوع بسيار هستند، كه بطور نمونه ميتوان صحنه هاي زير را ياد كرد:1 – صحنه هاي مربوط به قهرمانان اساطيري . باتوجه به نحوه معرفي و طبيعت پرداخت صحنه و ويژگيهاي چهره قهرمان اصلي، موضوع اين صحنه ها پيرامون شخصيت و حوادث زندگي قهرمان بزرگ اساطيري ايراني يعني رستم دور ميزند.2 – صحنه هاي نبرد بين جنگاوران جوان با ستيزندگان پليد.3 – صحنه هاي مربوط به افسانه هاي عاميانه (فلكلوريك) مانند نجات دختري كه با جادو اسير درختان جنگل گشته ويا پرنده خوشبختي كه تخم طلا مي آورد.4 – صحنه هاي مربوط به زندگي روزانه مردم شهر.5 – صحنه هاي مهماني .6 – صحنه هاي شكار.7 – صحنه هاي بازي – بازي با تخته نرد – كشتي و نظاير آن.ب – تزئينات چوبي:دومين دسته از تزئينات معماري پنج كنت عبارتست از كارهاي جالب چوبي كه بصورت كنده كاري نيم برجسته و تمام برجسته و مجسمه مانند براي تزئين قسمتهاي مختلف واحدهاي دروني بنا بكار ميرفته اند نكته جالب اينكه اين بار آتش سوزي انجام شده در محل عامل مؤثري در زمينه حفظ اين آثار چوبي بوده است زيرا كه اين آثار چنان سوخته كه بدون كوچكترين آسيبي بشكل ذغال درآمده و درزير آوار بناها محفوظ مانده است.ازنظر ارزش هنري كارهاي چو.بي يافته شده درحد يك كار موفق پخته و باقدرت بشمار ميروند. همچنين از نظر نوع و موضوع بسيار گوناگون و غني هستند.پ – تزئينات با گل رس:دسته سوم تزئينات پنج كنت عبارتست از برجسته كاريها و مجسمه هاي ساخته شده از گل رس در مقايسه با دوگونه تزئين پيشين بايد گفت كه تزئينات گل رس در اين محل نقش مهمي را برعهده نداشته است. از سوي ديگر بايد گفت كه اين نوع تز
    این مطلب تا کنون 23 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : مسجد ,آثار ,مقبره ,معماری ,گنبد ,بوده ,قرار دارد ,اسماعیل سامانی ,قرار گرفته ,ديوار نگاره ,آثار معماري ,آرامگاه اسماعیل سامانی ,مقبره اسماعیل سامانی ,بنام آسياي مركزي ,زمره شاهکارهای معماری ,
    کشورازبکستان

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده